ازدواج با فرزندان طلاق

ازدواج با فرزندان طلاق ؛ آری یا خیر؟ + چه آینده ای در انتظار است؟

بنر تبلیغاتی سوپر نوین

تبلیغات

ازدواج با فرزندان طلاق ؛ آسیب های روانی «کودکان طلاق» باعث می شود برخی از همسران با وجود مشکلات فراوان در زندگی مشترک ترجیح دهند طلاق نگیرند، چرا که در صورت جدایی آینده تیره ای در انتظار فرزندان آنهاست.از طرفی والدینی که مجبور به طلاق شده اند، همیشه در پس ذهن خود نگرانی و دغدغه دارند که آینده فرزند آنها چه طور خواهد شد و آیا در شرایطی که آنها طلاق گرفته اند و فرزندانشان برچسب کودکان طلاق دارند می توان به آینده آنها امیدی داشت؟

با رشد چشمگیر انواع طلاق در سطح جامعه، روز به روز بر تعداد فرزندان طلاق اضافه می شود. این افراد همواره با برچسب غیرمنصفانه بچه طلاق دست و پنجه نرم میکنند. طرز فکر رایجی در سطح جامعه وجود دارد و فرزندان طلاق را افرادی آسیب پذیر، نابالغ و فاقد صلاحیت‌های لازم برای ازدواج می پندارند. ولی سؤال اینجاست که آیا ازدواج با فرزندان طلاق درست است یا خیر؟ در این مطلب  از عروس ما به بررسی کامل این موضوع خواهیم پرداخت.

ازدواج با فرزندان طلاق

فرزندان طلاق به علت شرایط زندگی پر از تشویش، در معرض آسیب های بیشتری در مقایسه با سایر افراد قرار دارند. به علاوه نداشتن الگوی مناسب در روابط زن و شوهری، در بیشتر موارد آنها را در زندگی زناشویی دچار مشکل میکند. در ادامه به بررسی آسیب های احتمالی فرزندان طلاق خواهیم پرداخت.

مشکلات فرزندان طلاق

پدر و مادر هر فرد مهمترین افراد در زندگی او هستند و به عنوان اولین الگو برای آن فرد محسوب می شوند. چنانچه در محیط خانه به صورت مداوم درگیری و تشویش حکم فرما باشد، احتمال بروز مشکلات روانی، شکل گیری نگرش های منفی و حتی بزهکاری در فرزند بالا میرود. از این رو، میتوان گفت که فرزندان طلاق در معرض آسیب روانی بیشتری هستند؛ ولی این به آن معنا نیست که همه این افراد با مشکلات خاصی رو به رو هستند.

فرزندان طلاق

بررسی مشکلات فرزندان طلاق از ابتدا تا دوران نوجوانی (۴ بخش)

۱) از لحظه تولید تا ۳ سالگی

چه ویژگی هایی دارند؟

مهم ترین نکته در این سن اعتماد کودکان به اطرافیان و دنیای بیرون است. در پایان سه سالگی انتظار این است که کودک بتواند خودش را جدای از والدین و مراقبان در نظر بگیرد، از نظر هیجانی تا حدی خودش را بشناسد و از فوران اولیه هیجانات خارج شده باشد، مهارت های کلامی برای برقراری ارتباط بیابد و آموزش دست شویی رفتن در او پایان پذیرفته باشد. در این محدوده سنی بچه ها نیاز دارند بتوانند اتفاقات اطراف خود را پیش بینی کنند.

عوارض طلاق

در این دوره در صورتی که برنامه روزانه و باثبات بچه ها به شدت به هم بریزد یا طلاق والدین پرتنش باشد می تواند با عوارضی چون بازگشت بچه ها به رفتارهای سنین پایین، مثل خیس کردن خود یا انگشت مکیدن همراه باشد، علاه بر این می تواند اختلال در خواب و تحریک پذیری در این بچه ها دیده شود.

برخی بچه ها ممکن است علائم افسردگی را از خود نشان دهند، به ویژه که غالب آنها توان بیان کردن دقیق احساسات و خواسته های خود را ندارند.اضطراب جدایی که در این گروه سنی به صورت معمول تا حدی دیده می شود در این گروه از بچه ها می تواند شکلی اغراق شده به خود بگیرد.

در این شرایط اگر والدین که از هم جدا شده اند نیز دچار افسردگی شوند، احتمالاً مراقبت های اولیه از کودکان می تواند مختل شود. باید توجه داشت بچه های این گروه سنی از نظر اختلال در رشد بسیار آسیب پذیر هستند.

نکاتی که باید توجه داشت.

  • تا هجده ماهگی دقت شود برنامه مراقبتی کودک تغییری نکند و فقط یک نفر از او مواظبت کند. ثبات مراقبت در این سن برای ایجاد اعتماد در بچه ها اهمیت بسیاری دارد.
  • در زیر یک سالگی، زمانی که کودک با والد دیگری که پیش او زندگی نمی کند، می خواهد سر کند، فقط در حد چند ساعت باشد و برای خواب دوباره نزد همان والد ثابت خود برگردد.
  • در محدوده هجده ماهگی تا سه سالگی با توجه به افزایش توانایی شناختی کودک و حافظه او می تواند برای یک شب در هفته نزد والد دیگر برود.

اگر میخواهید فرزند شما آسیب کمتری بعد از طلاق ببیند سعی کنید برنامه هایی که برای او در خانه هر کدام از والدین در نظر دارید کاملا مشابه هم باشد؛برنامه هایی مانند زمان خواب، نوع و میزان تغذیه، تفریح، بازی و سرگرمی، تماشای تلویزیون و … برای این منظور لازم است قبل از آن که فرزندان شما با دو برنامه متفاوت درگیر شوند با همسر سابق خود به گفت و گو بنشینید و در این باره به یک جمع بندی کلی برسید.

در ضمن به یاد داشته باشید اگر فرزند شما در سنین نوجوانی است حتما باید برنامه ریزی برای حضور در خانه هر کدام از والدین با مشورت او باشد. برخی از بچه ها ترجیح می دهند بیشتر در خانه یکی از والدین باشند تا از این طریق راحت تر بتوانند با دوستان خود ارتباط برقرار کنند.

البته حواستان باشد برخی از بچه ها موضوع حضور در خانه هر کدام از والدین را تبدیل به موضوعی برای تحت فشار قرار دادن والد دیگر می کنند و از این طریق به دنبال عملی کردن خواسته های خود هستند.

۲) ۳ تا ۶ سال (سال های قبل از دبستان)

چه ویژگی هایی دارند؟

در این سن بچه ها توانایی های شناختی، زبانی و ارتباطی خود را تقویت می کنند. اگر جدایی والدین با درگیری های کمی همراه باشد یا حداقل به کودک منتقل نشود و از سویی ارتباط او با والدین حفظ شود کودک می تواند به مهدکودک برود و رشد منظم و خوبی داشته باشد و اعتماد به نفس و عزت نفس او نیز حفظ شود.

مقالات مرتبط  رابطه جنسی ؛ چرا مردان بعد از رابطه جنسی سرد می شوند؟ + راه حل و درمان

عوارض طلاق

زمانی که بچه ها از اختلافات والدین سر در نمی آورند تازه مشکل آغاز می شود. تأخیرهای رشدی یا بازگشت به دوره های قبل در زمینه توالت رفتن، خوابیدن یا غذا خوردن میتواند در این شرایط مشاهده شود.افسردگی نیز در این گروه سنی میتواند روی دهد و همچنین کابوس های شبانه از دیگر مشکلات بچه ها در این گروه سنی است.آسیب به اعتماد به نفس یا بروز رفتارهای پرخاشگرانه یا اضطرابی نیز ممکن است در بچه ها دیده شود.بچه ها در این سن نگران والدین خود هستند و دوست دارند از آنها مراقبت و آنها را برای خود حفظ کنند.

نکاتی که باید به آنها توجه شود.

  • بچه های بالاتر از سه سال به خوبی میتوانند شبی را نزد والد دیگر خود بگذرانند و به مشکلی بر نخورند. البته اگر قرار باشد این تغییرات با فواصل کوتاه و پی درپی روی دهد احتمال بروز مشکل وجود دارد.
  • قوانین و نظم در خانه هر کدام از والدین بهتر است مشابه باشد برای این منظور لازم است حتماً در مورد برنامه های تغذیه، خواب، وضعیت پزشکی، دستشویی رفتن، ارتباطات اجتماعی و عاطفی او و دیگر مسائل با همسر سابق خود گفت و گو کنید.
  • بچه ها در این دوره سنی برای خود خواسته هایی دارند و خودشان هم ممکن است اعمال نظر کنند، نظر آن ها را محترم بشمارید و سعی کنید آن را در برنامه ریزی برای ملاقات با والدین دخالت دهید.

۳) ۶ تا ۱۲ سالگی ( سال های دبستان)

چه ویژگی هایی دارند؟

در این دوره سنی بچه ها می توانند انضباط اجتماعی را درک کنند و با قوانین به خوبی کنار بیایند. از سویی ارتباط با همسالان اهمیت بسیاری دارد. مشارکت در کارهای گروهی یکی از موضوعات مهم در این گروه سنی است. طی این دوره بچه ها می توانند احساسات خود را بهتر بشناسند و از نظر شناختی رشد قابل توجهی دارند.آنها می توانند در حوزه های مختلف ورزشی، هنری، شناختی و… مهارت کسب کنند. زمانی که بتوانند عملکردی خوب در مدرسه، گروههای بازی و همسالان و خانواده داشته باشند، عزت نفس شان افزایش می یابد.

عوارض طلاق

در سالهای ابتدایی دبستان ممکن است، بعد از طلاق، کودک احساس غم و ناراحتی کند و دلش برای دیگر اعضای خانواده تنگ شود. اما در سال های بالاتر احساس خشم یا احساس گناه هم می تواند دیده شود. ممکن است کودک احساس کند در طلاق مقصر است، به ویژه اگر اختلافات مربوط به حضانت او نیز وارد ماجرا شود.

این گروه از بچه ها علایم گسترده ای را می توانند نشان دهند. از افت درسی بگیرید تا مشکلات ارتباطی با همکلاسیها و دوستان و از مشکلات خواب تا تغذیه و افسردگی و خشم و… در این سن، بچه ها از اختلافات به شدت آسیب می بینند و اگر یکی از والدین افسرده باشد رفتارهای مراقبتی می تواند در کودک افزایش یابد.

سایر عوارض کلی طلاق بر روی کودکان دبستانی

  1. ‎ترس از ترک والدین دارند.
  2. دچار بیماری روانی می شوند و خلق و خوی آنها را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد.
  3. وابستگی به گروه همسال در آنها بیشتر است.
  4. احساس تنهایی و فریب خوردگی
  5. احساس گناه و مقصر دانستن پدر یا مادر
  6. ‎احساس پذیرفته نشدن در جمع
  7. ‎پرخاشگری و رفتارهای پیش بینی نشده
  8. بعضاَ فرار از منزل را تجربه میکنند‎.

نکاتی که باید توجه داشت.

  • بچه ها در این سن خودشان نظراتی خاص برای حضور در خانه هر کدام از والدین دارند. شاید آنها بخواهند به صورت مساوی در خانه هر کدام از والدین باشند. اما واقعیت این است که حضور مساوی نه ممکن است و نه می تواند چندان مفید باشد. با توجه به این که وسایل مدرسه بچه ها زیاد است امکان جابه جایی به میزان زیاد وجود ندارد.
  • استفاده از بچه ها به عنوان پیام رسان یا جاسوس یکی دیگر از خطراتی است که ممکن است در این دوره روی دهد. چرا که بچه ها آن قدر بزرگ هستند که بتوانند پیغام ببرند یا گزارش دهند و البته آن قدر کوچک هستند که نمی توانند در مقابل پدر و مادر نه بگویند. اما یادتان باشد این کار می تواند عوارض زیادی برای کودک داشته باشد.

۴) ۱۳ تا ۱۷ سالگی (سال های نوجوانی)

چه ویژگی هایی دارند؟

مهمترین تغییر در دوران نوجوانی استقلال و خودمختاری نوجوانان است. در این سن نوسانات خلقی، لجبازی یا عدم اطاعت از دستور بزرگ ترها دیده می شود که البته بخشی از آن به هویت یابی نوجوانان بازمی گردد. باورها، تفکرات و اصول اخلاقی بچه ها در این سنین می تواند تغییر کند.

عوارض طلاق

زمانی که طلاق در این دوره روی می دهد احساسات و هیجانات متفاوتی را نوجوانان تجربه می کنند. خشم، احساس گناه و نگرانی از آینده خود و خانواده از شایع ترین مواردی است که آنها را مشغول خود می سازد.اگر قرار باشد والدین اختلافات خود را جلوی آنها بیان کنند، ممکن است نوجوان از هر دو والد دوری کند و بین خود و آن ها فاصل بیندازد. اگر درگیری ها در خانه شدید باشد ممکن است افسردگی، خودکشی، سوء مصرف مواد، افت تحصیلی و رفتارهای پرخاشگرانه در این بچه ها دیده شود.

نکاتی که باید توجه کرد.

  • نوجوانان به دلایل گوناگون ممکن است بخواهند از هر دو والد دوری کنند، در این شرایط در عوض فشار آوردن بیشتر سعی کنید کمی آنها را درک کنید یا از نزدیکان معتمد یا مشاور بخواهید به فرزندتان کمک کند تا فاصله او با شما بیشتر از این نشود.
  • برنامه ریزی برای حضور در خانه هر کدام از والدین در این سن باید با مشورت نوجوانان باشد. برخی از بچه ها ترجیح می دهند بیشتر در خانه یکی از والدین باشند تا از این طریق راحت تر بتوانند با دوستان خود ارتباط برقرار کنند.البته حواستان باشد برخی از بچه ها موضوع حضور در خانه هر کدام از والدین را تبدیل به موضوعی برای تحت فشار قرار دادن والد دیگر می کنند و از این طریق به دنبال عملی کردن خواسته های خود هستند.
  • اگر بیش از یک فرزند در این سن داشته باشید ممکن است برای برنامه ریزیها دچار مشکل شوید. چرا که هر کدام از آنها اصرار دارند مطابق نظرشان عمل شود. در این شرایط با گفت وگو مسئله را حل کنید تا رابطه شما وارد لجبازی نشود.
مقالات مرتبط  خواستگاری کردن ؛ صفر تا صد خواستگاری پسر از دختر با جزئیات

آسیب های طلاق روی فرزندان

۶ مشکل جدی فرزندان طلاق در زندگی

۱) احساس گناه میکنند.

زمانی که زوجین از هم طلاق می گیرند، در کودک این حس پدیدار می شود که او مقصر اصلی جدایی والدینش است و همواره احساس گناه و عذاب وجدان دارد. این احساس گناه به صورت مداوم، اعتماد به نفس و عزت نفس کودک را تحت تأثیر قرار میدهد و در بزرگسالی نیز همراه او خواهد ماند و باعث بروز مشکلات روانی می شود.

۲) مشکلات شغلی عدیده ای دارند._

بسیاری از فرزندان طلاق با مشکلات عدیده‌ای رو به رو هستند که تمرکز آنها را برای فراگیری مهارت های شغلی مختل میکند. مشکلات مربوط به طلاق والدین برای این افراد اولویت اول در زندگی بوده و همین مشکلات دید این افراد را نسبت به آینده با اختلال روبه رو میکند. همین امر باعث می شود این افراد اغلب تمایل چندان به فراگیری حرفه و شغل مناسب نداشته باشند و همین موضوع در ازدواج با فرزندان طلاق معضلی جدی به حساب می آید.

۳) مشکلات عاطفی برایشان پیش می آید.

تحقیقات نشان میدهند که فرزندان طلاق از افسردگی بیشتری در مقایسه با خانواده های آرام رنج می برند. همچنین اختلال اضطراب در فرزندان طلاق به شدت بیشتر از فرزندان خانواده های معمولی است. از طرفی این افراد به میزان دو برابر بیشتر از خدمات مشاوره روانشناسی استفاده میکنند و دچار معضلات جسمانی و بیماری های بیشتری می شوند.

۴) استقلال فکری و عملی نخواهند داشت.

خانواده به مرور زمان فرزند را با مهارت‌های زندگی آشنا میسازد. یکی از این مهارت ها، استقلال و قدرت تصمیم گیری است. فرزندان طلاق به دلیل داشتن مشکلات روحی و عاطفی، از اعتماد به نفس پایینی برخوردارند و همین اعتماد به نفس کم، استقلال آن ها را تحت شعاع قرار میدهد. از این رو، باید در ازدواج با فرزندان طلاق این موضوع را جدی گرفت.

۵) مهارت های زناشویی را نمیدانند.

کودک از نحوه رفتار والدینش با یکدیگر، الگوبرداری کرده و همین رفتار در بلندمدت ملکه ذهن او می شود. این الگوبرداری در بزرگسالی در رفتار او با همسرش نقش اساسی را ایفا میکند. بسیاری از فرزندان طلاق به علت نبود رابطه زناشویی گرم و صمیمانه در محیط خانواده و همچنین عدم وجود الگوی مناسب بعد از طلاق والدین، با مشکلات جدی در این زمینه رو به رو می شوند.

۶) مشکلات تحصیلی بسیاری را تجربه میکنند.

معمولا فرزندان طلاق در مقایسه با فرزندان معمولی بیشتر از مدرسه گریزانند و تمایل کمتری به ادامه تحصیل دارند. زیرا بروز اختلال در شرایط روحی آن‌ها باعث شده تا این افراد تمرکز لازم برای درس خواندن و رشد علمی را از دست بدهند. عدم درس خواندن فرزندان طلاق، در بزرگسالی میتواند مانع از رشد علمی، اجتماعی، اقتصادی و … آن‌ها شود و ممکن است برای ازدواج نیز چالش آفرین باشد.

هشدار مهم به شما دوست عزیز!

باید دقت داشت که مشکلات ذکر شده در بالا مربوط به تمامی فرزندان طلاق نمی باشد. چه بسیار افرادی که در ضمن جدایی والدین از یکدیگر هیچ کدام از مشکلات بالا را ندارند و چه بسیار افرادی که در خانواده های معمولی زندگی کرده اند و مشکلات ذکر شده در بالا را دارند.

لازم به ذکر است که گاهی فواید طلاق شامل حال فرزندان شده و راهی برای خلاصی آنان از محیط پر تنش و آسیب زا می شود. از این رو تعداد زیادی از فرزندان طلاق بر پایه تلاش و جوهر وجودی خود به بهترین درجات علمی، اخلاقی، فرهنگی و… میرسند و نمیتوان آنها را نادیده گرفت.

بنابراین توصیه میکنیم در صورتی که طرف مقابل شما فرزند طلاق بود، تنها با در نظر گرفتن این موضوع از ازدواج با او منصرف نشوید.بهترین راهکار برای پاسخ به این سؤال که ازدواج با فرزندان طلاق درست است یا خیر، مراجعه به روانشناس است؛ زیرا روانشناس تنها فردی است که میتواند مسیر آینده زندگی شما را به شما نشان دهد و در این راه شما را یاری دهد.

جمع بندی نهایی

در این مقاله مشکلات احتمالی فرزندان طلاق بررسی شد، اما هرگز نمیتوان با قطعیت این موارد را به همه آنها نسبت داد. در این زمینه لازم است حتما از یک روانشناس کمک گرفت تا او برای تشخیص بهتر به شما کمک کند.به نظر شما ازدواج با فرزندان طلاق درست است یا خیر؟ آیا صرف اینکه یک فرد فرزند طلاق است، می‌تواند عامل مناسبی برای رد کردن او باشد؟ شما در این زمینه چه تجربیاتی دارید؟ لطفاً نظرات و تجربیات خود را با سایر کاربران سایت ستاره به اشتراک بگذارید.

[تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]
عروس ما در اینستاگرام