علت افسردگی بعد از ازدواج

افسردگی بعد از ازدواج : چرا خانم ها بعد از ادواج افسرده می شوند؟

بنر تبلیغاتی سوپر نوین

تبلیغات

افسردگی بعد از ازدواج : دخترانی که قبل از ازدواج مورد حمایت بی چون و چرای والدین بوده اند گاهی تصورات نادرستی درباره ازدواج دارند که بعد از ازدواج متوجه مسئولیت های سنگین زندگی مشترک می شوند و این موضوع موجب ایجاد ترس در آنها خواهد شد و احساس می کنند که حمایت خانواده خود را از دست داده اند این عوامل و سایر عوامل تأثیرگذار دیگر موجب بروز افسردگی بعد از ازدواج در اینگونه افراد می باشد.

امروزه افسردگی نه به عنوان یک بیماری، بلکه یک واکنش نسبت به حالت های عاطفی سرد یا تحت فشار یا حالت های عاطفی گرم و پذیرا تعریف می شود. از سوی دیگر اخیراً دانشمندان با توجه به افزایش مراجعه به پزشکان برای تعیین افسردگی و همچنین افزایش فروش داروهای ضدافسردگی پس از برگزاری مراسم عروسی که تمام مردم در آن به شادی پرداخته اند، نتیجه گرفته اند که وقتی تنش عصبی از محدوده ای خاص تجاوز کند،بدن مجبور می شود تعادل و تناسب خود را در بخش های دیگر حفظ کند، از این رو بسیاری معتقدند که افسردگی یک واکنش است.

در ادامه این مقاله از “عروس ما” همراه باشید تا بدانید که افسردگی بعد از ازدواج چیست و چه تاثیراتی را روی بدن شما می گذارد و شریک زندگی شما چطور میتواند به شما در برطرف کردن این حال بد کمک کند و یاری دهد.

علت های ایجاد افسردگی بعد از ازدواج

زنانی که به تازگی وارد زندگی مشترک شده اند و دارای افسردگی بعد از ازدواج می باشند افرادی ناراحت، ناامید، بدون هیجان و شور، بی حوصله و دور از جمع هستند این افراد کمتر وقت خود را با همسرشان می گذرانند و لحظاتی که در کنار او هستند هیجان و انرژی کافی را برای با هم بودن ندارند. این افسردگی بعد از ازدواج در برخی از آنها شدیدتر و در برخی خفیف می باشد که متناسب با میزان شدت آن راه های مقابله ای گوناگونی در نظر گرفته می شود.

۱) عدم پذیرش نقش و مسؤلیت جدید

برای برخی از افراد پذیرفتن مسؤلیت در زندگی مشترک کاری دشوار است که آنان را از این نقش می ترساند و باعث ایجاد اضطراب و نگرانی های بعد از ازدواج در آنها می شود اگر آگاهی پذیری نسبت به این مسئولیت قبل از ازدواج صورت بگیرد این مشکل کمتر خواهد شد. اگر زوج ها قبل از ازدواج بدانند که چه مسئولیت هایی در قبال یکدیگر در زندگی مشترک دارند بهتر می توانند این نقش ها و مسئولیت ها را تحلیل کنند.

۲) ازدواج از روی اجبار و یا بدون آگاهی

یکی از دلایلی که به افسردگی بعد از ازدواج منجر می شود ازدواجی است که از روی عدم شناخت و یا اصرار اطرافیان صورت گرفته باشد. اجبار در ازدواج می تواند به دلیل وجود عوامل درونی و بیرونی مختلفی به وجود آید گاهی برخی افراد به این دلیل که فکر می کنند زمان ازدواج کردن آنان فرا رسیده است تصمیم به ازدواج می گیرند و یا با این تصور ازدواج می کنند که عشق و علاقه بعد از ازدواج به وجود خواهد آمد و زمانی که در زندگی خلاف این تصورات را مشاهده می کنند دچار افسردگی بعد از ازدواج می شوند.

۳) روبه رو شدن با مشکلات عاطفی

مشکلات عاطفی زوج ها از زمانی شروع خواهد شد که به شناخت بیشتری نسبت به یکدیگر دست پیدا می کنند برخی از زوج ها بعد از ازدواج متوجه فاصله عاطفی میان خود می شوند و پی بردن به این موضوع آنها را با بحران افسردگی بعد از ازدواج مواجه می کند. همچنین دسته دیگری از زوج هایی که با مشکلات عاطفی روبه رو می شوند به خاطر فراموش کردن رابطه عاطفی که دچار شکست شده است دست به ازدواج می زنند و بعد از ازدواج با مشکلات بیشتری دست و پنجه نرم می کنند.

۴) وابستگی عاطفی به والدین

برخی از افراد به دلیل وابستگی بیش از حد نسبت به خانواده نمی توانند به یکباره از حمایت های آنان دور شوند و تصور دارند که با ازدواج دیگر حمایت های خانواده را دریافت نخواهند کرد این موضوع برای آن دسته از افرادی که بیش از سایرین دارای وابستگی در تمام جهات می باشند مسئله ای سخت و دشوار است که در آنها اضطراب و پریشانی خاطر ایجاد می کند.

مقالات مرتبط  علت سرد مزاجی مردان در رابطه جنسی + راه حل رفع آن

سایر دلایل عمده افسردگی ازدواج

  • بسیاری از زوج ها آمادگی روانی ورود به زندگی مشترک را ندارد و در نتیجه در برابر مسئولیت ها دلزده می شوند.
  • برخی بانوان یا آقایان تصویری ایده آل و رویایی از زندگی مشترک دارند و با دیدن حقیقت های زندگی دچار افسردگی می شوند.
  • برخی زنان و مزدان پیش از ازدواج درجاتی از افسردی را دارند که پس از ازدواج تشدید می شود.
  • افسردگی در برخی از زنان و مردان حاصل محدودیت های شدیدی است که از طرف همسرشان تجربه می کنند.
  • برخی از  زنان و مردان که افسردگی را تجربه می کنند به علت درک تفاوت های دوران نامزدی با ازدواج است.
  • آشکار شدن برخی دروغها پس از ازدواج باعث می شود افراد نسبت به زندگی مشترک حس منفی پیدا کنند.
  • عدم اشتراکات فکری، فرهنگی و مذهبی زمینه ساز افسردگی پس از ازدواج است.
  • مداخلات دو خانواده زن یا مرد می تواند به افسردگی پس از ازدواج منجر شود.
  • بارداری ناخواسته یا زودهنگام می تواند زنان را به سمت افسردگی سوق دهد.
  • عدم توانایی بارداری یا سقط جنین از دیگر ایجاد کننده های افسردگی پس از ازدواج است.
  • عدم تمکن مالی و آغاز زندگی با قرض و بدهی به مرور زوج را در فرسایش روانی اسیر می کند.

درمان افسردگی بعد از ازدواج

اولین راه برای مقابله با اضطراب و درمان افسردگی بعد از ازدواج شناسایی نشانه های افسردگی و انزوا طلبی می باشد اگر فکر می کنید بعد از ازدواج فردی غمگین و منزوی هستید بهتر است بیشتر در رابطه با این افسردگی و نشانه های آن مطالعه کنید و یا به پزشک معالج و مراکز مشاوره مراجعه کنید. اگر فکر می کنید این مشکل به دلیل کوتاهی شما در انتخابتان می باشد این مسئله را بپذیرید و سعی کنید به دنبال راه حل های غلبه بر آن باشید.

در شرایطی که علت افسردگی ازدواج شما تفاوت های رفتاری با طرف مقابل می باشد این موضوع را با او در میان بگذارید و سعی کنید با کمک یکدیگر این تفاوت ها را کمرنگ تر کنید در این زمینه مراجعه به مشاور نیز می تواند کمک فراوانی در درمان افسردگی به شما کند.

در ازدواج هایی که از روی میل شخصی صورت گرفته است خود شخصی که دچار افسردگی شده است می تواند با این موضوع روبه رو شود و بر آن غلبه کند سعی کنید بر این احساس غلبه کنید و برای خلق لحظات شیرین و تکرار نشدنی در کنار همسرتان وقت بگذارید و برنامه ریزی کنید به این شکل می توانید از فشار استرس موجود بکاهید.

گذر زمان به تدریج شما را به این باور می رساند که برای حفظ زندگی مشترک خود باید تلاش کنید و موانع رسیدن به خوشبختی را از سر راه زندگی خود بردارید و به مرور زمان شما می آموزید که چگونه با این مسئولیت هایی که بر عهده شما است برخورد کنید.در ادامه این مقاله هم ۵ روش درمان به کمک همسر را برایتان نوشته ایم که میتوانید از این موارد بهره مند شوید.

درمان افسردگی بعد از ازدواج

۵ روش برای درمان افسردگی بعد از ازدواج 

۱) حرف زدن با او را در اولویت اول بگذارید.

این کار می تواند بسیار آسان باشد. مثل تغییر جمله ی ” خدایا خیلی ناراحتم ” به ” من افسرده ام ” .با این کار باعث می شوید همسرتان بفهمد که این حال شما از ناراحتی به خاطر راه بندان یا مشکل پولی، شدیدتر است. محرک ها، اخطارها، نشانه ها و علائم خود را برایش توضیح دهید تا راجع به بیماری شما بهتر بفهمد و با افسردگی شما حمایتی برخورد کند.

مقالات مرتبط  چه تعداد رابطه جنسی در هفته طبیعی می باشد؟ + تاثیر رابطه جنسی روی سلامتی

۲) کلماتی رمزی پیشنهاد دهید.

برای من هنوز سخت است که بگویم “افسرده هستم “. به دلایلی این دو کلمه در گلویم مثل سیمان چسبیده اند. شرمندگی سالهای زیادی به این دو کلمه وصل شده و انگار که من تسلیم افسردگی شده ام.

در طول زمان همسرم راهی پیدا کرده است که بتوانیم در زمان افسردگی گفتگو را ادامه دهیم. او خواهد پرسید که :در آشپزخانه ای یا پذیرایی؟ به این معنی که در حال حاضر چه حدی از  حس افسردگی را داری؟ و من جواب خواهم داد : در پایین خیابان یا راهرو یا روی تخت!

یک راه دیگر که گفتگویمان را افزایش می دهیم، پرسیدن سوال های دقیق تر است. وقتی من می گویم ” حالم خوب نیست ” او خواهد پرسید ” از نظر جسمی یا عاطفی ؟” . اینکار به مکالمه ماجریان می دهد به جای اینکه هردو ساکت شویم.

۳) سعی نکنید به تنهایی مشکل را حل کنید.

فردی که با افسردگی دست و پنجه نرم می کند، به درماندگی گرایش پیدا می کند و ممکن است بخواهد به تنهایی آنرا حل و فصل کند. کسی که افسرده است معمولا می داند که  چه کاری لازم است تا وضعش بهتر شود ولی در آن زمان انرژی لازم را ندارد. در این شرایط بهتر است به آسانی و قدرتمندی با همسرتان همراه شوید.

به جای درمان یا تغییر او قبول کنید که این بخشی از رابطه است. گرفتن دست او ، نگاه کردن به چشمان او و گوش دادن به حرف هایش بسیار کمک کننده تر از مشاوره برای کارهایی است که باید انجام دهد. به زبان آوردن افکار و احساسات می تواند به طور موثر علائم افسردگی او را کاهش دهد. دانستن اینکه وقتی در بدترین شرایط هستید کسی  هست که شما را دوست دارد، بسیار التیام بخش است و به فرد افسرده قدرت می دهد.

۴) حمام کنید و یک غذای خوشمزه بخورید

رفتن به حمام گرم، نوشیدن چای یا خوردن غذا به همراه فرد دیگر  و یا حتی یک ماساژ کمر برای کسی که از افسردگی رنج می برد، می تواند بسیار موثر باشد. افسردگی معمولا باعث می شود فرد احساس بی ارزشی یا زشت بودن کند، اما بیان کلمات دلگرم کننده باعث زیبا شدن زندگی او می شود.

یافتن راه های دیگر برای ابرازصمیمیت زمانی که همسرتان احساس خوبی ندارد، نشاندهنده ی حساسیت شما است و فشاری را از دوش او که شاید احساس ناکامل بودن کند، بر می دارد.

۵) مثبت ها را به همسرتان یادآوری کنید و او را تشویق کنید.

افراد افسرده ممکن است فکر کنند چیزهایی که حس می کنند، نتیجه ی شخصیتی است که دارند. این می تواند منجر به تنفر آنها از خود شود. انها ممکن است از اینکه نمی توانند احساساتشان را بخوبی کنترل کنند، احساس شرمندگی یا گناه کنند. همسر من معمولا به من یاد آوری می کند که افسردگی  من، خود من نیست و من از آن جدا هستم.

هم چنین او به من یاد آوری می کند که افسردگی یک بیماری است و فرد بیمار مانند سایر بیماری ها تقصیری ندارد. وقتی او قدرت و موفقیت های گذشته ام را به یادم می آورد، به من قدرت دوباره می بخشد و حال مرا بهتر می کند.

به یاد داشته باشید…

شریک زندگی شما قرار نیست از کسی  که دوستش دارد و افسرده است، دور شود بلکه می تواند یک سیستم حمایت قوی برای او درست کند که برای سلامت روان او بسیارحیاتی است. یک همسر خوب با داشتن تحمل، درک و گفتگو می تواند باعث بهبود کسی که دوستش دارد گردد و کاری کند تا او راحت بتواند در مورد مشکلش گفتگو کند .

رابطه ای که یک یا هر دو نفر افسرده باشند، می تواند بسیار چالش برانگیز باشد. اما اگر هر دو اشتیاق داشته باشند که برای یکدیگر زمان صرف کنند و برای آن تلاش کنند، نتیجه ی آن یک رابطه ی قوی و حمایت کننده خواهد بود که بر پایه ی اعتماد ساخته شده است.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]
عروس ما در اینستاگرام